عبد الرزاق الكاشاني ( القاشاني )

274

مجموعه رسائل ومصنفات كاشانى

همه ، و « روح أوّل » از آن روى كه همه بدو زنده و « 1 » مدد كند ، و « نور محمّدى » از آن روى كه فيض از أو بجميع أشياء ميرسد ، و « قلم » از آن روى كه صور ونقوش أشياء ازو بر لوح نفس نگاشته مىگردد . وحضور خود مر خود را - كه عالميّت اوست - منشأ وجود اين عقل آمد ، چه آئينهء آن حضور است ومعاني وصور أشياء / 113 A / بر وجهي كلّى درو ظاهر شد ، واين « حضرت واحديّت » است و « غيبت غيوب » ، واز آن جهت آن را « أمّ الكتاب » خوانند ، و « بطنان عرش » كه در شريعت آمده أشارت بدوست . « 2 » بعد از آن تعيّن نفس كلّ كه بر مثابت ظلّ اين عقل است وقائم مقام لوحى كه مجملات معاني واحكام وصور عقلي درو مفصّل گردد واز بطون غيب جمال بظهور غيب تفصيل رسد ومضبوط ومدرك ومحفوظ گردد ، وأزين / 114 - B / جهت آن را « لوح المحفوظ » خوانند ، چه در غيب غيب از غايت لطافت ، صور مضبوط ومحفوظ نباشد چنانك در قلم هيچ نقش ظاهر نبود ودرو مصوّر ومضبوط گردد چون نقوش لوح وبعد از آن تعيّنات سماوات ونفوس جزوى آن كه ملكوت سماوي عبارت از آن است ونقوش لوح محفوظ در نفوس سماوي جزوى گردد ومشخّص شود ، واين ملكوت أجرا را در كار آرند هر يك بوجهي كه مقدّر است .

--> . ص 452 . اتحاف السّادة المتقين ج 1 ص 453 ، 457 ، ج 7 ص 209 . اللآلي المصنوعة ج 1 ص 67 . كشف الخفاء ج 1 ص 275 . تذكرة الموضوعات 28 . ( 1 ) . عين عبارات نسخه چنين است ، شايد در اينجا عبارت « أو به همه » ساقط شده باشد . ( 2 ) . اين روايات - كه تعبير « بطنان عرش » در آنها بكار رفته است - هم بسيارند وهم نشانگر استعمالات مختلف اين تعبير در حوزهء روايات . در پاره‌اى از اين أحاديث بطنان عرش جايگاه فرشته‌اى بلندمرتبه دانسته شده كه در آن به پرستش حضرت حق مشغول است - بنگريد : بحار الأنوار ج 18 ص 354 ، ج 39 ص 109 - ، ودر روايتي ديگر بطنان عرش را جايگاه صدائى معرّفى مىكند كه پيامبر أكرم در شب معراج شنيده‌اند - بنگريد : همان ج 47 ص 135 - ، نيز در قيامت از همين محل پيامبر أكرم ومحبّان حضرت أمير فرا خوانده مىشوند - بنگريد : همان ج 7 ص 211 ، ج 39 ، ص 222 - نيز بنگريد : همان ج 43 ص 223 ، ج 71 ص 403 ، ج 7 ص 234 ، . . . اين تعبير در روايات أهل سنت نيافتم .